سلام عزیزهای من (پاچه خوری رو هال میکنین)
خوب که همتون هستین (به من چه که خوبین خوب نباشین اصلا)
نمیدونم چرا از صبح تا هالا دلم میخواست آپ کنم ولی نرسیدم تا که هالا که ساعت دوازده شب هست دارم مینویسم .
اااااای نمیدونین چه هفته باهالی بود هفته گزشته کولی هال و هولی کردم براتون میگم چه هال و هولی بردم . اول از شنبه شورع کنم .....
شنبه مثل هر روز بود از صبح مثل.....کار کردن بود تااااااا عصری .... چون قرار بود برم برایه جشنواره گل و گلاب ، تصمیم گرفته بودم یکشنبه اگه مشکلی پیش نیومد برم که مشکلی هم پیش نیومد ووووو من یکشنبه رفتم کاشان .مبینین تورو خدا اصلا شانس نداریم ، میخواستم براتون عکس بزارم از جشنواره ولی نشد ، دوربین رو بردم ولی معماریش رو یادم رفت ببرم آخخخخخخخخخ نمیدونین چه قدر به درودیوار ........ دادم. خوب هالا از اونجا بگم ، اولا که وقتی من رفتم هفتم خرداد بود جشنواره هم دوم خرداد تموم شده بود و منم به جشنواره امسال نرسیدم، من یکشنبه ساعت پنج بودم کاشان رفتم خونه آشنام اونجا یه استراحت کردیم و زدیم بیرون یکم داخل شهر گشتیم (خدا بگم چیکار کنه این دختراروو که هرجا میریم از دستشون امون نداریم) بعد شبم رفتیم پارک روبروی باغ فین که یه چشمه آب سرد ازش میگزره ما هم شام رو انجا خوردیم (جا همتون خالی .چولو کباب بود شااااااااااااام اونم چی با دست خوردم) خوبه هالا بسته از شکم بگزریم،یکشنبه گزشت وشد دوشنبه ، دوشنبه صبح رفتیم نیاسر اااااااااه نمیدونین چه جایه باهالی بووود فکرشم نمیتونین بکنین
اصلا تو یه منطقه خشک و کوهستانی که نفسم نمیشه کشید یه قسمت باشه که مثل آب و هوای شمال داشته باشه آب خنک که مثل آب پلور هست درخت های سرسبز توت، گردو ، انبه و چند نوع دیگه که من آخر نفهمیدم چیه .
یه قسمت دیگه نیاسر که همه واسه اون میرن آبشارش هست یه هفتاد تا پله باید بری پایین ته به زیرش برسی یه آبشاره بیست متری هست که تا وستاش پله خورده میونی بری زیرش خلاصه بگم یه چیز مثل کوچیک شده شمال هست .
میرم عصر دوشنبه که من واسه اولین بار رفتم قمصر آخخخخخخ وقتی آدم وارد شهرش میشه انگاری تو باغ گل محمدی رفته باشی بوی گل محمدی میده ، همه جایه شهر قمصر بوی گل میده ، کناره خیابوناش همه دستگاه های گلاب گیری سنتی هست (همتون رفتین تو توهم نههههههه) خوب دوشنبه هم تموم شد رفتیم روزه سشنبه که صبحش میخواستم برم دریاچه نمک ولی اینجوری که آدم های اطراف دریاچه نمک تریف کردن ما هم بیخیالش شدیم و عصری هم با یه ماشین واسه شمال حرکت کردیم .
این بود سفر کوتاه و سه روزه من .
یه چیز دیگه که اصلا تو این هفته باهاش هال نکردم روزه تولدم بود ،آره من متولد دوازد خرداد هستم امسال هم مثل سالهای قبل خودم به خودم گفتم (تولد مبارک مجتبی) اااااااااه بابا ول کنیم نمیخوام از غم بگم که این وب هم مثل وب های دیگه بشه .
امروزم که نمیشه گفت روز میشه امشب هم شب یکشنبه هست فردا یکشنبه چهاردم خرداد هست روزه ارتهال امام هست نمیدونم از از چی امام بگم براتون ولی خدا بیامرزه اونو واقعا انسان بود ،کسی که تونست
حوکومت دوهزار ساله شاهنشاهی رو نابود کنه واقعا ما چی میتونیم بگیم ازش . خدایش اگه از شما می پرسیدن امام رو در یه جمله توصیف کن چی میگفتی من که نمیدونم آخه هر جمله ای که بگی بازم کمه براش.
اااااااااااه چه خبر شددددده زیاد گفتم بسته دیگه ساعت یک شبه منم خستم تازه یک ساعت از باشگاه امدم بریم کفه لالا (چشمک)
موفق باشین دوستان یا حق
ساعت: 1:34
تاریخ: یکشنبه چهاردهم خرداد 1385

