تبليغاتX
!...:::X.T.A.Z.I:::...! - merikhi



!...:::X.T.A.Z.I:::...!

مگه تو قسم نخوردی منو تنها نزاری روبه روم نشستی اما از غریبه کم نزاشتی







تـ و ضـ یـ حـ ا ت


به من میگن اسمت مجتبی هست ولی بروبچ نت میگن اکستازی نمیدونم شما چی میگین هرچی میخواین بگین. 19 سالمه . بچهه شمال هستم از اون بچه های جوادی آبادم بابا شوخی کردم بچه بابل هستم . این وبلاگ هم فقط ماله خودمه کسی هم تو کارش دخیل نیست.یه چیز دیگه من از این قرتی بازیا خوشم نمیاد (تریپ عشق و عاشقی ) به همین علت تو این وب از این چیزا خبری نیست. جدیدن از آهنگ های رپ خوشم امده اونم امزیپر آهنگ ×فرق آدماش× خیلی خداهه

 

  ا مـ کـ ا نـ ا ت 
صفحه ی اول
پست الکترونیک

     آ ر شـ یـ و    
آذر 1386
بهمن 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384

  لـ یـ نـ ک هـ ا  
آسمونی
قلب یخی
شهر سبز
آی کیس یو
گلدکئیست امیرلا
بوتر تم
رزناز
بست بوتر
وبلاگ خوشگل و شاد
پاتوق
نیلوفرانه
مداد سفید
نغمه درد
دوست دخترانه
هاله
ستاره
شورشگر
ملکه عقابها
پانترا
چالوسی ها
سودی
آرزوو
فرناز

   قـ ا لـ ب    از   
نازنین
www.Naazanin.Com

  RSS 2.0  



گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ، گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم


گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نيست

گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ، گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی


گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزی نگفتی و به جای سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختی


نویسنده: آسمونی
ساعت: 11:2
تاریخ:
سه شنبه ششم دی 1384