تبليغاتX
!...:::X.T.A.Z.I:::...! - خسته ام...



!...:::X.T.A.Z.I:::...!

مگه تو قسم نخوردی منو تنها نزاری روبه روم نشستی اما از غریبه کم نزاشتی







تـ و ضـ یـ حـ ا ت


به من میگن اسمت مجتبی هست ولی بروبچ نت میگن اکستازی نمیدونم شما چی میگین هرچی میخواین بگین. 19 سالمه . بچهه شمال هستم از اون بچه های جوادی آبادم بابا شوخی کردم بچه بابل هستم . این وبلاگ هم فقط ماله خودمه کسی هم تو کارش دخیل نیست.یه چیز دیگه من از این قرتی بازیا خوشم نمیاد (تریپ عشق و عاشقی ) به همین علت تو این وب از این چیزا خبری نیست. جدیدن از آهنگ های رپ خوشم امده اونم امزیپر آهنگ ×فرق آدماش× خیلی خداهه

 

  ا مـ کـ ا نـ ا ت 
صفحه ی اول
پست الکترونیک

     آ ر شـ یـ و    
آذر 1386
بهمن 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384

  لـ یـ نـ ک هـ ا  
آسمونی
قلب یخی
شهر سبز
آی کیس یو
گلدکئیست امیرلا
بوتر تم
رزناز
بست بوتر
وبلاگ خوشگل و شاد
پاتوق
نیلوفرانه
مداد سفید
نغمه درد
دوست دخترانه
هاله
ستاره
شورشگر
ملکه عقابها
پانترا
چالوسی ها
سودی
آرزوو
فرناز

   قـ ا لـ ب    از   
نازنین
www.Naazanin.Com

  RSS 2.0  



خسته ام ...
خسته ام از این هوای تاریک و بارانی
از این دلتنگی و درد و پریشانی

خسته ام از این قلبهای بی احساس
از این گونه های خیس و التماس

خسته ام از این روزهای تنهایی
از این بیهوده امیدها به نور و رهایی

خسته ام از این حرفهای بی پایان
از این قلب ناامید و همیشه نالان

خسته ام از این عشقهای پوشالی
از به ظاهر مردان پوچ و تو خالی

خسته ام از تیک تیک ساعت دیوار
از ناله های درد دل همیشه بیمار

خسته ام از این آدمک های زشت و بی قلب
از این دنیای بی رنگی و زمستون سرد

کاش میشد که آسمان را دوباره رنگ کنیم
خسته ام از این باغهای بی گل و بی رنگ و بی برگ

کاش میشد که دیگر حرفی برای گفتن نداشت
خسته ام از این شعرهای بی پایان و بی وزن


نویسنده: آسمونی
ساعت: 10:22
تاریخ:
شنبه بیست و چهارم دی 1384