تبليغاتX
!...:::X.T.A.Z.I:::...! - گل و گلاب



!...:::X.T.A.Z.I:::...!

مگه تو قسم نخوردی منو تنها نزاری روبه روم نشستی اما از غریبه کم نزاشتی







تـ و ضـ یـ حـ ا ت


به من میگن اسمت مجتبی هست ولی بروبچ نت میگن اکستازی نمیدونم شما چی میگین هرچی میخواین بگین. 19 سالمه . بچهه شمال هستم از اون بچه های جوادی آبادم بابا شوخی کردم بچه بابل هستم . این وبلاگ هم فقط ماله خودمه کسی هم تو کارش دخیل نیست.یه چیز دیگه من از این قرتی بازیا خوشم نمیاد (تریپ عشق و عاشقی ) به همین علت تو این وب از این چیزا خبری نیست. جدیدن از آهنگ های رپ خوشم امده اونم امزیپر آهنگ ×فرق آدماش× خیلی خداهه

 

  ا مـ کـ ا نـ ا ت 
صفحه ی اول
پست الکترونیک

     آ ر شـ یـ و    
آذر 1386
بهمن 1385
آذر 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مرداد 1384

  لـ یـ نـ ک هـ ا  
آسمونی
قلب یخی
شهر سبز
آی کیس یو
گلدکئیست امیرلا
بوتر تم
رزناز
بست بوتر
وبلاگ خوشگل و شاد
پاتوق
نیلوفرانه
مداد سفید
نغمه درد
دوست دخترانه
هاله
ستاره
شورشگر
ملکه عقابها
پانترا
چالوسی ها
سودی
آرزوو
فرناز

   قـ ا لـ ب    از   
نازنین
www.Naazanin.Com

  RSS 2.0  



سلام عزیزهای من (پاچه خوری رو هال میکنین)

 

خوب که همتون هستین (به من چه که خوبین خوب نباشین اصلا)

نمیدونم چرا از صبح تا هالا دلم میخواست آپ کنم ولی نرسیدم تا که هالا که ساعت دوازده شب هست دارم مینویسم .

اااااای نمیدونین چه هفته باهالی بود هفته گزشته کولی هال و هولی کردم براتون میگم چه هال و هولی بردم . اول از شنبه شورع کنم .....

شنبه مثل هر روز بود از صبح مثل.....کار کردن بود تااااااا عصری .... چون قرار بود برم برایه جشنواره گل و گلاب ، تصمیم گرفته بودم یکشنبه اگه مشکلی پیش نیومد برم که مشکلی هم پیش نیومد ووووو من یکشنبه رفتم کاشان .مبینین تورو خدا اصلا شانس نداریم ، میخواستم براتون عکس بزارم از جشنواره ولی نشد ، دوربین رو بردم ولی معماریش رو یادم رفت ببرم آخخخخخخخخخ نمیدونین چه قدر به درودیوار ........ دادم. خوب هالا از اونجا بگم ، اولا که وقتی من رفتم هفتم خرداد بود جشنواره هم دوم خرداد تموم شده بود و منم به جشنواره امسال نرسیدم، من یکشنبه ساعت پنج بودم کاشان رفتم خونه آشنام اونجا یه استراحت کردیم و زدیم بیرون یکم داخل شهر گشتیم (خدا بگم چیکار کنه این دختراروو که هرجا میریم از دستشون امون نداریم) بعد شبم رفتیم پارک روبروی باغ فین که یه چشمه آب سرد ازش میگزره ما هم شام رو انجا خوردیم (جا همتون خالی .چولو کباب بود شااااااااااااام اونم چی با دست خوردم) خوبه هالا بسته از شکم بگزریم،یکشنبه گزشت وشد دوشنبه ، دوشنبه صبح رفتیم نیاسر اااااااااه نمیدونین چه جایه باهالی بووود فکرشم نمیتونین بکنین

اصلا تو یه منطقه خشک و کوهستانی  که نفسم نمیشه کشید یه قسمت باشه که مثل آب و هوای شمال داشته باشه آب خنک که مثل آب پلور هست درخت های سرسبز توت، گردو ، انبه و چند نوع دیگه که من آخر نفهمیدم چیه .

یه قسمت دیگه نیاسر که همه واسه اون میرن آبشارش هست یه هفتاد تا پله باید بری پایین ته به زیرش برسی یه آبشاره بیست متری هست که تا وستاش پله خورده میونی بری زیرش خلاصه بگم یه چیز مثل کوچیک شده شمال هست .

میرم عصر دوشنبه که من واسه اولین بار رفتم قمصر آخخخخخخ وقتی آدم وارد شهرش میشه انگاری تو باغ گل محمدی رفته باشی بوی گل محمدی میده ، همه جایه شهر قمصر بوی گل میده ، کناره خیابوناش همه دستگاه های گلاب گیری سنتی هست (همتون رفتین تو توهم نههههههه) خوب دوشنبه هم تموم شد رفتیم روزه سشنبه که صبحش میخواستم برم دریاچه نمک ولی اینجوری که آدم های اطراف دریاچه نمک تریف کردن ما هم بیخیالش شدیم و عصری هم با یه ماشین واسه شمال حرکت کردیم .

این بود سفر کوتاه و سه روزه من .

یه چیز دیگه که اصلا تو این هفته باهاش هال نکردم روزه تولدم بود ،آره من متولد دوازد خرداد هستم امسال هم مثل سالهای قبل خودم به خودم گفتم (تولد مبارک مجتبی) اااااااااه بابا ول کنیم نمیخوام از غم بگم که این وب هم مثل وب های دیگه بشه .

امروزم که نمیشه گفت روز میشه امشب هم شب یکشنبه هست فردا یکشنبه چهاردم خرداد هست روزه ارتهال امام هست نمیدونم از از چی امام بگم براتون ولی خدا بیامرزه اونو واقعا انسان بود ،کسی که تونست

حوکومت دوهزار ساله شاهنشاهی رو نابود کنه واقعا ما چی میتونیم بگیم ازش . خدایش اگه از شما می پرسیدن امام رو در یه جمله توصیف کن چی میگفتی من که نمیدونم آخه هر جمله ای که بگی بازم کمه براش.

 

اااااااااااه چه خبر شددددده زیاد گفتم بسته دیگه ساعت یک شبه منم خستم تازه یک ساعت از باشگاه امدم بریم کفه لالا (چشمک)

 

موفق باشین دوستان یا حق 

 


نویسنده: آسمونی
ساعت: 1:34
تاریخ:
یکشنبه چهاردهم خرداد 1385