سلام دوستان من .
خوب که هستین مثل همیشه .
امروز امدم آپ کنم خیلی چیزا هست که میخوام بگم ولی نمیدونم از کجا شروع کنم .....
اول از انتها بگم که هتمن میدونین همتون اااااه چقدر خنگین ، نمیدونین ، باشه خودم میگم بهتون یکم حوصله کن الان میفهمی ..... روزه پدر رو به همتون تبریک میگم اااااه یادم رفته بود انگار روز مادر بود آهان آره ، روز زن بود که این روزها تلوزیون داشت خودش رو ..... میداد (قابل توجه گاگول ها ! نقته چین .... هست . نمیگم آخه بعد آموزی داره) حالا بعد میگم چرا تلوزیون.......
مامان ها ... مادرها...مامان بزرگ ها...ننه ها ... نن جون ها...همش یه معنی داره میدونستی ، اینم نمیدونستی .... زن (دوخترها به شما نمیگم زیاد حال نکنید آخه دهنتون بوی شیر میده که لقب بزرگ زن بهتون داده بشه ...) وارد حاشیه نمیشم .به همه زن ها تبریک میگم .(چه جمله خر تو خری شده).
حالا . حالا .حالا . حالا. اااااااااه جو گرفت یهو منو یاد عروسی افتادم که این آهنگ رو همش میزاشتن حالا . حالا .حالا . حالا . برقسین همه یالاه ..... ااااااه چرا حالا کمر میای ... زشته ... خجالت بکش ... مگه دیسکو امدی .
جاتون خالی نمیدونین چه شبی بود اولین بارم بود که همچین عروسی میدیدم ..... (هنوز تو توهم هستم ) الان میگم چرا .... یه جایی هست تو شمال به نام لفور که خارج از شهر هست یه منطقه جنگلی حساب میاد ولی ویلاهای زیادی داره اطرافش ما هم تو یکی از این ویلاها بودیم که یه رودخونه کنارش بود اطرافشم درخت های بزرگ بود که معلوم نبود چند سال داشتند. بارونم میزد اول عروسی ... نم نم ... وای چه حالی میده زیر نم نم بارون باشی ... با یه گروه ارکستر توووپ که آمارشون رو گرفتم آخر جدیدن هم یکی از آهنگاشونو شبکه ایران موزیک هم پخش کرده (بسوزین شماره شونم گرفتم) بعدشم که دیگه خودتون حدس بزنین آخه اگه بگم بعد آموزی داره ........(مجتبی بچه +)

خووووب باز چی بگم ، این روزا گرفتارم سرم خیلی شلوغ هست از یه طرف باید دنبال یه لقمه نون حلال باشی از یه طرف هم ماشینت هی خراب بشه ، بازم طرف داره ... دوستان گیر میدن چرا آپدیت نمیکنی... بازم داره ..... تو این گیر وا گیری براتمن مهمون بیاد .......... من نمیدونم کدوم خری گفته شمالی ها مهمون نوازن .... خودشون مهمون میکنن برات یه هفته آخرشم میگن راست میگن شمالی ها مهمون نوازن هااااا.
مگه یه آدم چقدر میتونه طرف داشته باشه ........( گریه )
من یکی از طرف دارهای برنامه کوله پشتی هستم خیلی باحاله این سری که سری سوم هست که دارن اجرا میکنن اونم با مجری محبوب من فرزاد حسنی که دست تمام مجری ها رو از پشت بسته خیلی توپه برنامش ، دو شب پیش که میدیدم موضع درباری حجاب واسلام بود که یه زن آمریکایی که مسلمان شده بود اورده بودن به برنامشون نمیدونین این زنه چقدر قشنگ صحبت میکرد منم کفم برید داشتم میرفتم تو تلویزین جاتون خالی وقتی داشت از اسلام صحبت میکرد آدم شاخ در میاورد ما که دم از اسلام وو بچه مسلمون بودنمون می زنیم ده درصد از اطلاعات اونو نداریم . وقتی داشت از خودش میگفت .... میگفت وقتی تو امریکا بودم هیچی از اسلام نمیدونستم وقتی با یه لباس تمام عریان راه میرفتم همه منو نگاه میکردن ولی از وقتی که اسلام رو شناختم هیج کسی نمیتونه منو نگاه بکونه، همیشه یکی همه جا همراه و مواظب منه ..... من نمیخوام به کسی احانت کنم ولی حالم از این دخترها یا زن هایی که دم از مسلمون بودنشون میزنن ولی با این وضع زاحری به خیابون میان بهم میخوره خیلی روک میگم میخوام سر به تنشون نباشه .... نمیخام دیگه درباریه این موضع ادامه بدم آدم بی جنبه زیاده ....... پس بگزریم.

دمه استقلال گرررررررم هتمن خبر دارین که امیر قلعنویی مربی استقلال سر مربی تیم ملی شده دیگه نون استقلالی های تیم ملی تو روغنه کلی حال کردم ... خداییش دمه امیر خان گرم با این مربی گریش.
یه چند وقت پیش تو یکی از وبلاگ ها یه شعری خوندم که خیلی برام جالب بود ...یه چیزی مثل حرف دل خودم هست ............
براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم
خودم را قسمت كردم
تو را سهم تمام روياهايم كردم
انصاف نبود
تو كه ميدانستي با چه اشتياقي
خودم را قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي
براي خداحافظي
خيلي دير بود
خيلي دير
اینم از شعری که دربارش بهتون گفتم اگه یه کم فکر تو اون کلت داشته باشی معنی این شعر رو میفهمی .
یه خبر دیگه که این روزا هتمن با خبر شدین ، حمله دوباره سهنیویستهای غاسب به لبنان.....
این سازمان ملل هم شده نیکبخت واحدی همش دنبال حاشیه هست تا اصل موضع .....
شما سر مزار سهراب سپهری رفتین ...... من عاشق سهرابم ...... سهراب در شهر کاشان به دنیا امد هتمن میدونین .... مزارشم در مشهد اردهال کاشان هست یکی از مناطق سرد کاشانه ، مشهد اردهال.
روی سنگ سهراب همون شعر مشهورش نوشته ..... گر بر مزارم میاید ....نرم و آهسته بیاید....مبادا که ترک بردار....همدم تنهایی من .............
خوب من دوباره هوس رفتن کردم این بار جدی تره یه بار تصمیم گرفتم دیگه نیام نت ولی امدم ولی این بار خیلی جدی تره تصمیم ......
برام آرزو کنین که دوباره برنگردم.........
از اون دوستایی که ابراز دوست بودن با من میکردن تشکر میکنم که تو این مدت منو تحمل کردن......
خوب من دیگه برم زیا پر حرفی کردم ....... خداحافظ همتون.
ساعت: 22:59
تاریخ: سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385

